۱۳۹۴ خرداد ۱۳, چهارشنبه

پژواك صداي ايرانيان آزاده و عاشق وطن

از روزي كه خبر مرگ سرفرازانه خواهر نازنينم فريناز را شنيدم همواره زخمي عميق در قلبم احساس ميكنم ،فريناز دختر ايران چه لقب با مصمايي !
 زخمي كه فقط بايد آنرا با فرياد و باز هم فرياد و باز هم فرياد بر سر حاكمان پليدي كه بر ايران عزيزم چنبره زده اند ميتوان كمي التيام بخشيد.
واقعا گناه فريناز چه بود ؟ جز زن بودن در نظام ولايت فقيه و جز اينكه نميخواست تن به حاكميت پليد آخوندهاي كثيف حاكم بر ايران بدهد ؟ باور كنيد جز اين نبود .
او تنها ميخواست  به فساد اين  حاكميت آلوده نشود و در اوج متانت و پاكي در حد توانش براي خانواده اش خرجي شرافتمدانه و بخور و نميري تامين ميكرد،اما مزدوران اطلاعاتي با فرهنگ كثيف آخوندي و در ادامه ايدئولوژي خميني ملعون همواره ميخواهند كه زنان ميهنم را در بند بكشند ، همان قانوني كه تجاوز به دختران مجاهد را قبل از اعدام برسميت شناخت حالا در ابعاد گسترده تر اجتماعي دارد خودش را به عيان نشان ميدهد بله ،درحاكميت ولايت فقيه اتفاقا اولين گناه همين زن بودن است ، چون زن هستي بايد ساكت باشي و سركوب شوي و چون زن هستي هيچ حق انتخابي نداري و همواره بايد به همه قوانين آخوندها تن بدهي و اگر در مقابل آنها بايستي بهايش را بايد با جانت بپردازي مثل ريحانه ، مثل فريناز و مثل نرگس محمدي كه در حال حاضر در زندان به سر ميبرد .
در همين تلاطم ذهني بود كه يادم آمد ماه خرداد است ، ماه شهدا و زندانيان ، ماه تاسيس ارتش آزاديبخش ملي ايران ،ماه بنيان گذاران سازمان پر افتخارمجاهدين خلق ايران كه اسلام را از زنگار ارتجاع خميني و خميني صفتان بيرون كشيدند و چه زيبا با فداي خود جلا دادند.
 واز همه مهمتر  ماه گردهمايي بزرگ سالانه مقاومت ايران! راستي اين گردهمايي براي چيست ؟ جز براي پژواك صداي مظلوميت و صداي سركوب شده فريناز كه هيچ كس در آن لحظات دردناك در كنارش نبود و نفهميد كه بر او چه گذشت ، جز پژواك صداي هزاران دختر مليشياي مجاهد است كه بعد از سي خرداد 60 دسته دسته بدون اينكه گناهي داشته باشند و حتي بدون دادن اسم خود به دژخيمان  اعدام شدند و البته قبل از اعدام امثال لاجوردي ها و .... چه بلاهايي كه به سر آنها نياوردند، از كشيدن خون تا هتك حرمت و .......
با ياد آوري همه اين روزها و مناسبت ها و وقايعي كه در اوج دردناكي البته تاريخ سراسر مقاومت خونبار يك خلق را ترسيم كرده و ميكند ، نور اميدي در دلم روشن شد و  با خودم گفتم تا وقتي مقاومت هست و تا وقتي در قله همه اين مقاومت ها زني هست مثل ”مريم رجوي ” ديگر جاي هيچ افسوس و در خود پيچيدني  نيست. اگر چه خيلي زخم ها بر دل دارم و همه ما زنان ايراني داريم ،اما سمبلي هم داريم كه درست در نقطه مقابل همه اين پليدي ها و فساد و فحشايي كه همه جاي ايران را فراگرفته خبر از صبح روشن رهايي را ميدهد .
 مريم رجوي اين زن رها كه حالا ديگر بين تمام شخصيتهاي بين المللي زبانزد شده است سمبل همه ايستادگي هاي ما  زنان است و اوست كه رو به آخوندها  گفته وميگويد : تنها نيروي تغيير در ايران همين زنان هستند و شما از جايي ضربه نهايي را ميخوريد كه اصلا به حسابش نمي آوريد.
پس اي زنان آزاده ايراني در هر كجا كه  هستيد با هر عقيده و مذهبي ، فقط مهم اين است كه عاشق ايران و عاشق همه دختراني باشيد كه سي و اندي سال است زير حاكميت پليد اين آخوندها اجازه نفس كشيدن آزاد را هم ندارند، صداي خود را با صداي كهكشان سال 94 در پاريس پيوند بدهيد به هر شكلي كه ميتوانيد خود را در اين آرمان ، يعني آرمان سرنگوني آخوندها سهيم كنيد و نگذاريد كه صداي ما زنان را خفه كنند.چرا كه  ميتوان و بايد .
آزادي ايران ،اين زيبا ترين وطن به فريادها و همه فعاليتهاي ما نياز دارد ، اين روز تاريخي كه يكبار ديگر مقاومت ما را در برابر آخوندهاي كثيف به دنيا نشان ميدهد را از دست ندهيد و بياييد كه همه با هم صداي همه زنان ايراني را با حمايت از مريم رجوي و آرمان برابري اش در گوش آنهايي كه نميخواهند اين صدا را بشنوند از هر سال ديگر رسا تر فرياد  كنيم . و لرزه سرنگوني را هر چه قوي تر بر دل نظام ولايت فقيه بيندازيم.اين فريادها تا عمق بيت العنكبوت خامنه اي رسوخ خواهد كرد و او حالا بيشتر از هر زمان ديگر و بيشتر از هر كس ديگر از همين اجتماع بزرگ ميهراسد.
چرا كه امسال ، سال سرنگوني اين دجالان ضد بشر است و بوي سرنگوني از همه جا به مشام ميرسد.
پس وعده ما در ويلپنت پاريس روز 23 خرداد .

اين فرصت تاريخي را از دست ندهيد.






هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر