۱۳۹۴ خرداد ۳, یکشنبه

راز ماندگاری و سرفرازی


من تا آذر سال 1376 در ايران زندگي می‌کردم و مشكلي در زندگی‌ام نداشتم، از همه امكانات و وسايل زندگي برخوردار بودم و ولي موضوعي كه هميشه در ذهنم بود و مرا رنج می‌داد اين بود كه چرا من بايد زندگي كنم ؛ ولي  خيلي از دختران و پسران جوان  كشورم زیر خط فقر و فشار و سختي اينطوري زندگي كنند؟ چرا بايد اين بچه ها از سن 7 سالگي در خيابان ها دست فروشي كنند تا پولي دربياورند چرا بايد در سرماي زمستان پا برهنه  و با لباس غير مناسب در خيابانها و ترمينال ها با جعبه هاي دستفروشي خود بچرخند بعد من اينطور راحت و بي دقدقه باشم ؟ آيا اين سطح زندگي يك شهروند ايراني است  من بايد راهي براي از بين بردن اين ظلم و نابرابري پيدا كنم تاكي بايد در دانشگاه با دخترها اين برخوردها بشود؟ تا كي بايد سرم مان را مثل كبك در برف كنيم و بگيم  ميگذره !اينها هم دورشون سر ميرسه... ديگه نميشود تحمل كرد بايد بلند شد و دست به كارشد همين دليل باعث شد كه از ايران خارج بشم و دنبال اين هدف بگردم دنبال كسي پاسخ سوالات من را بدهد تا اينكه با مقاومت ايران آشنا شدم مقاومتي كه اعتلاي خود را به رغم طوفان هاي مهيب اين ساليان از دست نداد و ماندگار وسرافراز ماندگار شد .به راستی راز ماندگاری و سرفرازی این نسل در برابر این آزمایش‌ها در چیست؟ راز این پدیده شگفت را بایستی در سرچشمه‌ مجاهدین، یعنی در بذر نخستینی که حنیف کبیر و یاران پاکبازش، افشاندند و به این راز در صدق و فدا و ایمان خلل‌ناپذیر به پیروزی خلاصه می‌شود.زنجیر به هم پیوسته ابتلائات و پیروزیهای سیاسی و ایدئولوژیک حاصل از آن را از 4خرداد 51 تا بهمن 57 و تا 30خرداد 60 و فروغ جاویدان و تا امروز، می‌توان ردیابی کرد و این حقیقت را از ورای وقایع و رویدادها می‌توان نتیجه گرفت که هر ابتلایی به شرط ایمان و یقین به پیروزی و به شرط آن که اهل پرداخت بهای آن باشیم، لاجرم به پیروزی راه می‌برد....
آري پاسخ همه نااميدها و نميتوانها مقاومت ايران است مقاومتي كه 30 سال به وقفه در برابر آخوندهاي سفاك ايستادگي كردند و الان نيز در نقطه اوج قرار دارند نقطه اي كه همه جهان به وجود آنها اذعان ميكند و اين مقاومت همان مقاومتي است كه در سخت ترين شرايط به پيروزي محتوم ايمان و ايقان دارند و براي آن هر قيمتي را حاضرند به پردازند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر